دستهای سبزامید

دستهای سبزمان

 سوی آسمان بلند

وایاک نستعین آبی مان

درفضامواج

درکف دست یمین مان

ازازل عدد18 حکاکی شده

 شایدخدامیدانست

18عددامیداست

و

18تیرنیزتقارنی است

برای کتاب امیدبه سحری

که درآ ینده خواهیم خواند

/ 7 نظر / 21 بازدید
علی

چه شعرزیبایی مرحباحیان[دست][دست][قلب]

هومن آشنا

[گل] سلام عزيز دل دلما كوچك تر از آن است كه به دوريدوستانعادت كند چه كنم كه وسع سعادتم اندك است حلال كنيد [لبخند]

امین(فانوس دریا)

بسیار زیبا[قلب] التماس دعــــــــــــــا...[گل]

مریم زماندان-سیمبا-

پاییز با تو از راه رسید ... و پرنده های غریب آرزوهایمان چه آزادانه پر گشودند به سوی دستانت چه غریب در پشت پنجره های غربت صدایمان را به آسمان فرستادیم تا از فرشته ها ارمغان پاییز را بگیریم ... و چه زیبا بود لحظه هایی که نگاهمان تلاقی عشق دو کبوتر را به یاد می آورد... تو با برگها به زمین آمدی و با نسیم صبحگاهان از خاطره ها زدوده شدی ... و فقط در یاد و خاطره دو نرگس عاشق ثابت ماندی.... تو را دوست میدارم و تنها تو را چرا که هنوز به یاد تلاقی نگاه خسته ام بر چشمان پر نیازت می توانم زندگی کنم. من عاشق بوی دستان گرمت هستم که در هر فضایی بوی بهار را میدهد و عاشق آن نگاه خسته ات که بوی نیاز گمشده را میدهد. دوستم بدار تنها برای یک لحظه و تنها برای یک لحظه صدایم کن تا دنیای خوب افسانه هایم را با ناقوس صدایت به آخرین پرواز نگاهت بسپارم ...