شوق رســــیدن سحــــر، در دل من جــــوانــه زد

شبی که قدم هایمان را تا بی قراری صبح رهسپار می کردیم،باران مسافر چشم هایمان می شد
و دریا به لحظه ی بی تابیمان سفر می کرد و ما در انتظار رسیدن به صبح، صبر را بوسه می زدیم


شوق رســــیدن سحــــر، در دل من جــــوانــــه زد
دزد قــــراروصبــرمــن،حلــــقـــه به درب خـانه زد


گفتم که دیــــدارت سحر،چشــم مرا روشــــــن کند
خنجـــر ولی با رفتنش بر چشــم من،خصـمـانه زد


چشمان منتظر به راه،از شوق وصلـش تا سحــــر
بیــــدار ماند و بـــوسه بر، آن ساقــی و پیمانه زد


امشــــب ز درد دوریَـــش خـون میرود از دیـده ام
گـــرچه بـرفت و پشت پــا بر گریـه ی شبـــانه زد

چـــــگونه تاب آورم ، ایـن همه هجرت و فـــراق
هــر چند می دانم دلش، قفلی بر این کاشـــانه زد

در کوششم تا نسپرم چشمان خود را دست خواب
دزداست خواب و،خیمه برچشمان من، دزدانه زد

بانــگ اذان درآســمان ،برقلــب من چـون انجمی
 برچادرشــبهای تــار ،پـــولک پــُر تـــرانـــه زد

مــــوی پـــریــشــــان مرا در قــدم وصـــل نــگار
بـــرای فـرش پای او ،نشست و بـاز شـــــانه زد


صبح سحر ز شوق او ،ســــوی منم زســــوی او

بحـــر امیـــــد و آرزو، کـــرانــه تا کـــرانــــه زد

امشب ز شوق دیدنش از خود همی بیـخود شـوم
زیرا که مِی با دستِ خـــود بر ساغر مسـتانه زد

چشـــم خمــار و روی او وقت سحـر،گـــــاه دعا
بــر قـــدح شـــراب من، مســــتی جـــاودانــه زد


لبـــان پرشــــــرار او بر لــب ســــرد و مرده ام
رســید و در وقت سحــــر بوسه ی بی بهانه زد


چه خوش بوَد گـاهِ سحر وصل دلی که دم به دم
به بوسـتان عقل و دل،شمع و گل و پروانــه زد

بـاران تو بربــوستان ،باریـــددر وقــــت سحـــر

امیـد حـــیّ و هم شکیب ، بر این دل دیوانــه زد

نــــام تــــــو را زبرکنم، ازدیــــــــگران حـذرکنم

 باعشـق توبـــــسرکنم، برجان وبرجانـــانـه زد

/ 8 نظر / 25 بازدید
sheida

ba salam webe ghashangi darid khili delam baraye sher khondan tang shode bod

farzane

سلام وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم به کلبه ی محقر منم سر بزنید اگرم دوست داشتید با هم تبادل لینک کنیم نظرتونو به من اطلاع بدید ممنون.بای

یوحنا

امشب ز درد دوریش خون میرود از دیده ام گرچه برفت و پشت پا بر گریه ی شبانه زد سلام.خیلی قشنگو عاشقانه بود.از اینکه عشقو وصف میکنین جای تشکر داره وامید وارم تشکرمو ازم قبول کنین.[لبخند]

شبنم سینا

[لبخند][لبخند][گل]

مینو

سلام حیان عزیز چه زیبا سرودی از امید و سپیدی بعد از ظلمت که بی شک پدیدار خواهد شد. پوزش که دیر به دعوتت پاسخ دادم و به این زیبا سرای پر امید با تاخیر وارد شدم

میثم مولایی

به نظرم جاهایی مشکل وزن داره بیشتر ازاین نخواه که بگم.

دل کوک

عطر باران رقص باد نغمه ی شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار... خوش به حال روزگار... حیان عزیز سال نو مبارک. با اجازه ی شما وبلاگ تون رو لینک کردم. تمایل داشته باشد خوشحال می شم من هم در فهرست دوستان شما باشم.