در تو می توانم تمام دریاها را پیدا کنم

صدایت را شنیدم

ای زیباترین قطعه ی هستی

صدایت را بوییدم و از اوجقناری پایین آمدم

ای تازه ترین آوا

ای آشناترین دریا

صدایت رابه همه پرندگانی که از سفر زمستان برگشته بودند نشان دادم.

روحم در صدای توخود را شست


من پروانه ها و گلبرگ هایی که در دفترچه خاطراتم زندانی کردهبودم در صدای تو رها کردم

درود بر صدای تو که خانه ی مرا از یک خواب دیرپابیدار کرد.

صدایت را دیدم


من سه کوچه آن طرف تر٬نزدیک اقاقیهاایستاده بودم.

کمی مانده به برزخ


درست در سرازیری روح

سرمابیداد میکرد

مغز استخوان شعرم می سوخت

نزدیک بود احساسم یخبزند

صدایت آرام آرام آمد و روی شانه هایم نشست.

نرگس ها به من تبریکگفتند
.



ابرها به من نزدیک شدند و در دل غمگینم باران بارید.

بارانبارید و من برای صدایت آواز خواندم
.

باران بارید و من روبروی دل نشستم و شعرگفتم
.

باران بارید و من شمشاد شدم
.

دوباره صدایت را به سویم بفرست تااز این سکوت سربی که روز و شب

مرا در بر گرفته است٬بگریزم
.

چه شبهاکه به یاد تو کلمات را بیدار نگاه داشتم

و با آنها از تو گفته ام و از توشنیده ام.

چه روزها که منتظر طوفان نوح بوده ام


منتظر زلزله ای کهبیاید و ویرانم کند


منتظر آتشی که بی امان بر من ببارد و

حتیخاکستری هم از من بر جا نگذارد


منتظر بارانی که مرا بشوید و جاری کند و رودکند

اگر رود شوم٬هرگز به طرف دریا نمی روم.از موج ها میگریزم.

هیاهورا دوست ندارم


اگر باران بیاید و من رود شوم٬به تو می پیوندم

ای کویرگسترده و خاموش!

در تو می توانم عطش چندین هزار ساله ام را ببینم
.

درتو می توانم تمام دریاها را پیدا  کنم
.

ای کویر راز آلود


تو را سطربه سطر می خوانم و رویاهای شیرینم را با تو می گویم.

اگر تو باشی مرا چهحاجت به ابرهای روزمره و سنگ های ساکت؟


اگر تو باشی این چشمه های حقیر به چهکارم می آیند؟

دوست دارم آنقدر از تو بگویم تا دنیا به پایانبرسد

دوست دارم شعرهایم را پیش پای تو قربانی کنم.

/ 45 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

نرگس نشدم دردا تا تاج زرم باشد چون لاله نصيبم شد خونين جگري عمري[لبخند]

سارا

سلام خوبید بروزم منتظر حضور پر مهرتون

سارا

رفتيم و كس نگفت ز ياران كه يار كو؟ آن رفته ي شكسته دل بي‌قرار كو؟

I ♥ U

سلام و ظهر بخیر ... [قلب]

I ♥ U

سلام و ظهر بخیر ... [قلب]

سارا

آیینه ها دچار فراموشی اند و نام تو ورد کوچه خاموشی امشب تکلیف پنجره بی چشم های باز تو روشن نیست!

سارا

سپاس از حضور مهربانت

گردباد وحشی

خیلی زیبا بود.به من سر بزنید خوشحال می شم