امید به حکمت خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند

و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

«می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که

دردهایش را در خود نگه می دارد.»

و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به

لبهایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

«با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.» گنجشک گفت: «لانه کوچکی

داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از

لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟» و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.

سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند .
 

خدا گفت: «ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را

واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.» گنجشک خیره در خدایی خدا

مانده بود.
 

خدا گفت: «و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته

به دشمنی ام بر خاستی.»

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های

های گریه هایش بود وبس....

/ 6 نظر / 22 بازدید
مسعود

سلام دوست و یار صمیمی ما دل شدگان بایه مطلب جدید تحت عنوان "نجوای شبانه با حق" در انتظار حق جویان حریم حق می باشد بیایین و خوشحالمون کنین در پناه حق

مسعود

اگه چیزی میخواین فقط از خدا بخواین مطمئن باشید دست خالی نمیذاره بنده هاشو .... اگه اون چیزی که میخواین نداد مطمئن باشید یه روزی میده یه روزی بهتون میده که بیشتر بهش احتیاج داشته باشید ..سعی کنید هیچ وقت نا امید نشید همیشه امید داشته باشید ..به خدا توکل کنید. دیگه سال ۸۶ داره تموم میشه ..سعی کنید سال نو رو با امید به خدا شروع کنید همون اول سال ازش بخواین تا بهتون بده

مسعود

سلام نظرت با تبادل لینک چطوره من که از وبتون و مطالبش خوشم اومد امید که شما هم به کلبه من سربزنین و بپسندین در پناه حق

مسعود

سلام ای یار صمیمی ما دل شدگان منتظرته دوست داره که بیایی و طنز ویژه شب عیدو مطالعه کنی پیشاپیش عیدتون هم مبارک در پناه حق

رونیتا عقیلی

سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند: رؤیا ها، موفقیت و شانس. مگر اینکه خدا در بس پرده پنهان باشد[لبخند]

علی

[گل]