بهاران مبارک

نوروز که با تازه شدن زمین و رسیدن فصل بهار آغاز می شود، تازگی و طراوت زاید الوصفی را با خود به ارمغان می آورد و با نفخه روح افزایی که طبیعت را زنده می کند انسان ها را نیز به این مهمانی فرا می خواند که همراه با بلبلان چمنزار، نغمه شادی و سرور سر دهند و از این خوان الهی بهره برند که سردی زمستان رفت و گرما و نور خورشید غالب شد و اعتدال بر طبیعت حاکم گشت.
 
 

رسوم نوروزی که در بین ایرانیان متداول است از جمله آیین های در خور و قابل ستایش از لحاظ شیوه زندگی ایرانی- اسلامی است، چرا که در این ایام ایرانیان لباس نو و پاکیزه تن می کنند و آلودگی و غبارهای ایام را از لوازم زندگی و محیط خویش می زدایند؛ قهرها و کینه های به وجود آمده را به میمنت قدوم بهار فراموش کرده دست دوستی به هم دراز می کنند و سعی می نمایند تا با خُلق نیک و رسم ادب با همنوع خویش رفتار نمایند؛ در دید و بازدیدها که صله رحم را به جا می آورند دوستی ها را ادامه بخشیده و با به کار بردن الفاظ زیبا و تبریکات شایسته، قلوب خویش را به هم نزدیک می گردانند و نیز با چیدن سفره ای از نمادهای طراوت، شادابی، حیات، برکت، شیرینی، زندگی و... سال پیش رو را با حمد و ستایش خالق یکتا آغاز می کنند که این همه خوبی و سرزندگی در سایه رسیدن بهار و نوروز است.

اما از ورای تمامی این اعمال و رفتار که ظاهر آدمی را می آراید و همرنگ بهار می کند، توقع بر این می رود که باطن نیز مصفا شده، غبار ایام و کدورت غفلت از آن زدوده شود تا در بهار طبیعت، شاهد بهار و شکوفایی روح و جان آدمی باشیم، چرا که در اصل و اساس تغییر و تحول در طبیعت نشانه تغییر در باطن آنهاست. یعنی بیدار شدن از خواب و شروع به زایش و حرکت کردن و شکوفه دادن و خرم شدن و... که با فصل بهار آغاز می شود و نمایانگر یک حرکت باطنی و درونی است که تجلیات آن در ظاهر بخوبی قابل رویت است و آدمی نیز با توجه به همین امر باید این تحول را در درون خویش ایجاد کرده و از نفخه باطنی بهار که در گلستان جان می وزد روح خسته از زمستان خویش را طرواتی دوباره بخشد و چکاوک وار با نغمه شادی به سوی غایت انسانی و قرب خداوندی پرواز کند و از همین روست که باید کوشید و در بهار خوش دل بود و از پیمانه زلال مستی که در جان هستی ریخته می شود آشامید و سرمست از آن به طبیعت جان نگریست چنان که حافظ شیرین سخن می گوید:

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی

و این امر میسر نمی شود مگر که سینه از کینه شسته و پیراسته گردد

به قول جناب مولوی:

رو سینه را چون سینه ها هفت آب شوی از کینه ها

 وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

/ 0 نظر / 14 بازدید