رمضان ماه انس دوستان خدا مبارک

 

رمضان، ماه اُنس دوستان خدا از راه رسید و غریو شادی و همهمه عاشقان به آسمان برخاست و مژده اسارت شیطان و هوای نفسْ در همه جا پیچید. آری، آمد آن ماهی که به انتظارش بودیم؛ ماهی که جان را طراوتی دوباره می‏بخشد و روان آدمی را زنگار از چهره می‏شوید. طلیعه این ماه مبارک را بر ره پویان کوی حقیقت تبریک می‏گوییم.

باید امروز قلم را برداریم و به پیشانی شب بنویسیم سحر در راه است. باید از چشمه نور قلم حافظه را پر کنیم.روی دیوار غروب یادگاری بنویسیم طلوعی دیگر......روزه را دریابیم و دگر غم نخوریم و قناعت بکنیم.صبحدم را سحری و شفق را افطار..باید امروز به دوست جرعه ای عشق تعارف بکنیم .باید امروز صمیمی باشیم....

 

ماه آسمونی خدا باز هم از راه رسید.یک سال گذشت . بازم خدای مهربون سعادت مهمونی سبزشو به ما داد.بازم سر سفره آسمونیش دعوت شدیم.لحظه های قشنگ افطار و سحر باز هم از راه رسید. خدارو شکر که باز هم وارد این ماه عزیز شدیم .میخواییم همه با هم به این ماه عزیز سلام کنیم.

سلام ماه خدا.سلام ماه دلهای عاشق و آسمونی.خوش اومدی.اومدیم پیشوازت. وای که چقدر سفره امسالت سبزه.......انشاءالله که امسال یه عیدی قشنگ از سفره سبزت جدا میکنی و به ما میدی.انشاءالله توی این ماه پربرکت همه دل شکسته ها........همه گرفتارها.......همه بیمارها.....همه فقیرها......همه عاشقها .........هر کس هر گرفتاری داره به حق این ماه عزیز به حاجتش برسه.  منم توی دعاهای قشنگتون فراموش نکنید.

واماقصه رمضان وما...

 

اسب سواری  به نهر آبی رسید و خواست که با اسب از داخل آب عبور کند اما اسب شیهه میکشید و عقب می آمد و ابا می کرد و از ورود به نهر آب خود داری می نمود .

حکیمی از آنجا می گذشت چون ماجرا را دید جلو امد و با عصای خود آب را گل کرد و به سوار گفت حالا برو ... سوار دوباره تلاش کرد و اسب به راحتی پای درون آب گذاشت و از نهر رد شد سوار از حکیم پرسید قصه چه بود ؟

 حکیم چنین گفت که هیچ... اسب بر لب آب می آمد و چون خود را (درون آب ) میدید پای بر خود نمی گذاشت من آب را گل کردم تا خود را نبیند و بگذرد ....

 قصه ما و رمضان قصه اسب و خود بینی است گرسنگی علاوه بر اینکه درخت حکمت را بر دل می رویاند انسان را بر ضعف و ناتوانی خویش آگاه و نیاز انسان به خدا را از غبار منیتها پاک میکند رمضان فرصتی است  که تنها یک قدم بر خویش بگذاریم تا از نهر خودبینیها رد شویم دقیقا همان مفهوم آیه کریمه   انه الحق   است که: همانا او حق است...

 

/ 61 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقطه

ما که لگدمال همه ایم چرا خودمون و لگد نکنیم تا زیر لگد دیگران نرویم

مریم زماندان(سیمبا-)

سلام حيان جان از محبتت سپاسگزارم . بابت دعا براي مامان نازم . رفته بودم تاجيكستان . شما كجا بودي گلم ؟

مینو

سلام دوست عزیز. وبلاگ خوبی داری. فقط یه مشکل. یه چیزی رو وبلاگت افتاده. احتمالا از تصاویر زیبا سازی استفاده کردی. مثل قلب بارون قطره شبنم. یه همچین چیزی. اگه کدش رو پاک کنی از آرشیوت هم میشه استفاده کرد. راستی به منم سر بزن خوشحال میشم

رها

سلام حیان عزیز از حضور گرمت بسیار خوشحال شدم [لبخند] بازم بیا پیشم [گل][گل]

حیان

سلام عزیزان همیشه همراه ممنون ازتمام محبتهای شما[گل][لبخند]

دوست شما

«دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است. رابطه است چون چيزها نمي‏توانند با هم در ارتباطي عميق باشند مگر آنكه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها مي‏توانند همديگر را دوست داشته باشند.. دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان

دوست شما

«دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است. رابطه است چون چيزها نمي‏توانند با هم در ارتباطي عميق باشند مگر آنكه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها مي‏توانند همديگر را دوست داشته باشند.. دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان

نیلوفر

يک روز کارمند پستي که به نامه‌هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي‌کرد متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه‌اي به خدا با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود: