|
به امیدسحر تا خـدا بنده نـواز است به خلقش چه نـياز؟مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم
| ||
|
قوی ترین آدم جهان هم که باشی وقت هایی هست که دستی باید لمس ات کند تنی تن ات را داغ کندو لبی طعم لب ات را بچشد مستقل ترین آدم جهان هم که باشی وقت هایی هست که دلت پر میزند برای کسی که برسد.... و بخواهد که آرام رانندگی کنی مغروربودم وگمان میکردم من میتوانم امادانستم ازمن تواناتران دیگری هم ناتوان ماندند... باخودمی اندیشم این لیوان پرآب درکنارم شب وروزپرسه می زند ومن درفاصله ی بسیارنزدیک به ذهن هرروزپژمرده وافسرده ترمی شوم
وگمان میکنم روزی که توبرگردی باتن نحیف من شب نگذرانی امابدان ازروزاول من اینگونه نبودم توخودمرااینگونه ساختی [ ۱۳٩٠/۸/۱٠ ] [ ۱:۳٦ ب.ظ ] [ حیان ]
می دانم می دانم نامه ام را حتی اگر در آخرین روز حیات زمین به دستت برسد می خوانی بیا به کوچه هایی که امشب میزبان قدمهای من و تو خواهند بود سلام کنیم بیا به یاد چشمهایی که در روزگار غم و غصه با ما گریسته اند گل سرخی در باغچه روحمان بکاریم. شاید کسی را که با او خندیده ای فراموش کنی اما هرگز کسی را که با او گریسته ای را از یاد نخواهی برد . و من از هنگام تولد کائنات تا کنون سر به شانه های تو گریسته ام پس چگونه می توانم لحظه ای تورا فراموش کنم ؟ چگونه می توانم با ابرهای بهاری در سرودن تو همراه نشوم . اگر به من بگویند : فقط یکبار می توانم تورا از پشت شیشه های مه آلود ببینم و برایت دست تکان بدهم و اگر به من بگویند :فرصتی نیست و فقط یک جمله می توانم به تو بگویم و پس از آن به ابدیت می رسیم رو به رویت می ایستم و می گویم : در قیامت هم نام تورا بر لب خواهم داشت
به محشروعده دیداراگردادی نمی رنجم وصال چون تویی راصبراین مقدارمی باید
[ ۱۳٩٠/۸/۱٠ ] [ ۱:٠٢ ب.ظ ] [ حیان ]
هر مرد که پس از من ببوسدت در خواب به آسیابهای بادی حمله ور شدی [ ۱۳٩٠/۸/٤ ] [ ٤:٠٤ ب.ظ ] [ حیان ]
نشسته دردل یک انتظاربی پایان سپرده خاطره هارابه زورق توفان به یادگارازآن عشق مانده عکسی تار که تاهمیشه به قاب دلش شده مهمان! کسی که گمشده اش یوسف است می داند که داغ کهنه چه کرده است بادل کنعان...
[ ۱۳٩٠/٧/٩ ] [ ٤:٠۳ ب.ظ ] [ حیان ]
نسیت انساک حوالیة کل الناس وبالى معاک فراموش کردم که فراموشت کنم، اطراف من انسان های بسیاری هستند، اما به تنها کسی که می اندیشم تو هستی نسیت انساک وکأن لسة عایشة عشان فاکراااک
[ ۱۳٩٠/٦/۱٩ ] [ ۱:۳٧ ب.ظ ] [ حیان ]
عشقم گواه بودکه آلودگی ندید ای دیده ،جززاشک تودامان پاک ما .............................. دلم گرفته واماکلام آخر: ازحال خودآگه نیم لیک اینقدردانم که تو هرگاه دردل بگذری اشکم زدامان بگذرد ×××××××××××× خداحافظ....
[ ۱۳٩٠/٥/٢۸ ] [ ٦:٠٦ ب.ظ ] [ حیان ]
مدتها بود که میخواستم بنویسم [ ۱۳٩٠/٥/٩ ] [ ٧:٤٩ ب.ظ ] [ حیان ]
دوم مردادبازهم فرارسیدیادآورخاطرات شیرین وتلخ گذشته... دوم مردادروزتولدمنه ... ویازدهمین سالمرگ شاعرتوانای ایران استادشاملو به احترامش سکوت میکنیم ومیشنویم حرف های دلمان رااززبان او...
ای کاش عشق رازبان سخن بود آنکه میگوید دوستت میدارم خنیاگر غمگینیست خنیاگر غمگینیست که آوازش را از دست داده است ای کاش عشق را زبان سخن بود هزار قناری خاموش در گلوی من عشق را ای کاش زبان سخن بود دلِ اندوهگین شبیست دلِ اندوهگین شبیست که مهتابش را میجوید ای کاش عشق رازبان سخن بود هزار آفتاب خندان در خَرامِ توست هزار ستارهی گریان در تمنای من
[ ۱۳٩٠/٥/٢ ] [ ٦:٢٩ ق.ظ ] [ حیان ]
[ ۱۳٩٠/٤/۱٠ ] [ ٧:۳٥ ب.ظ ] [ حیان ]
همیشه رفتن رسیدن نیست. ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بست هم، راه آسمان باز است. پروازرا بیاموز...... خدایاهرلحظه اندیشه ی بدیع ،واژه ای تازه،فکری نووراهی نرفته به من بیاموز.... اگر روزگاری شان و مقامت پایین آمد نا امید مشو زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین میرود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید» ... ما میتوانیم از اکنون خود فراتررفته و به آرزوهایخود دسترسی پیدا کنیم. برای رسیدن به هدف،برنامه ریزی دقیقی لازم است، باید نحوه عملکردهر چیز را به خاطر بسپاریم هیچ چیز در خطمستقیم سیر نمیکند و نیز هیچ هدفی مستقیم وبدون تلاش به دست نمیآید. [ ۱۳٩٠/۳/٢۸ ] [ ٧:٠۸ ب.ظ ] [ حیان ]
|
![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||